محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

353

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

پادشاه قشتاله نوشته و از او يارى طلبيده بود به دست يوسف افتاده بود . « 21 » واقع اين است كه المعتمد بن عباد چون ديد لشكر قشتاله به سوى مملكت او در حركت است و هرجا كه مىرسد ويران مىكند و قادر به دفع آن هم نيست و احساس مىكرد كه مرابطون هم نيت با او ديگرگون كرده‌اند ، راهى در پيش پاى خود جز التجا به پادشاه قشتاله نديد . ناچار براى دفع مرابطون از اندلس ، با قشتاليان تفاهم پيدا كرد . در همان اوان كه المعتمد بن عباد به بسيج سازوبرگ و سپاه براى دفاع از اشبيليه سرگرم بود ، سير بن ابى بكر سردار مرابطون آخرين برنامهء خود را براى سرنگونى مملكت اشبيليه بررسى مىكرد . سير بن ابى بكر نخست دورترين شهرهاى مرزى مملكت اشبيليه ، يعنى طريف را مورد حمله قرار داد . اين امر در شوال سال 483 ه / دسامبر سال 1090 م بود . سير بن ابى بكر در طريف دورترين شهر مرزى شعار يوسف بن تاشفين آشكار كرد « 22 » و سپس رهسپار شمال شد و به آهنگ اشبيليه در حركت آمد . در همين حال ، افواجى از سپاه مرابطون شهرهاى ريان و جيان و قرطبه را مورد حمله قرار دادند . رنده را جرور المرابطى يكى از سرداران ايشان محاصره كرده بود . يزيد الراضى فرزند المعتمد از آن دفاع مىكرد . رنده يكى از استوارترين شهرهاى جنوبى بود و الراضى در آنجا با قدرت تمام ايستاده بود . جرور بدان قناعت كرد كه شهر را همچنان در محاصره گيرد و چشم به راه سير حوادث باشد . اماجيان ؛ يكى ديگر از سرداران مرابطى به نام بطى بن اسماعيل لشكر به آنجا برده و شهر را محاصره كرده بود . ابن الخطيب مىگويد كه سپاهى از سوى پادشاه قشتاله براى نجات جيان آمد و اين به سبب معاهده‌اى بود ميان ابن عباد و آلفونسوى ششم . آنگاه ميان مسيحيان و مرابطون نبرد درگرفت و مرابطون تارومار شدند . « 23 » ولى ابن ابى زرع روايت ديگرى مىآورد كه بطى ، جيان را محاصره كرد و به صلح داخل آن شد و سير بن ابى بكر خبر پيروزى به امير المسلمين نوشت و بطى مأمور شد قواى خود را به قرطبه برد . پيش از اين بر طبق روايت صاحب الحلل الموشيه گفتيم كه قواى مرابطى كه به قرطبه رفته بود

--> ( 21 ) . امير عبد اللّه : التبيان ، ص 169 . ( 22 ) . المراكشى : المعجب ، ص 75 . همچنين رجوع كنيد به : . 893 . p , . dibI : ladiP . M . R ( 23 ) . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 163 .